تبلیغات
ҳ̸Ҳ♥هیچ چیز ابدی نیست♥Ҳ̸ҳ

وقتی به فکرم، میرسه چهرت/ بغضم میترکه از این همه درد

میدونم چرا ، تنهام / عشق تو این راه خیلی تنهاست

هیچکی نمیگه ، چی میشه / عشقیُ که بینمون میبینه

خیلی زود از دست رفت /عشقی که از ما سرزد

ولی ای کاش یه راهی داشت/ خدا شرایطِ بدو برمیداشت

تا که خیلی خوب ، ماهمون / می تابید حتی از راه دور

ولی نمیشه ، همیشه / عاشق ببینه، معشوقو نزدیکش!

خیلی زود از دست رفت / عشقی که از ما سرزد

تو عزیزی و غریبی /میکنه قلبم تو دوریِ تو

اینِ سهمِ ما ، از یه عشق پاک / ببین از همدیگه ما دوریم چطور

کاشکی  برسیم، برسیم/ ما به هم ، ما به هم

همه بزار بدونن / تنها عاشقِ تو آره منم ، من، من ، من

همه چی پَر زد

من نمیگم نه ، ولی از تنهایی / بله میترسم!

تو گذاشتی رفتی ،آخه سرِ چی اصلاً

اشتباهم چی بود؟! / هرچی که بود بچگی کردم!

به تو قول داده بودم / که منطقی تر شم

نمیتونم فکر کنم که بهت نرسیدم! نـــــه

تو رفتی و من چی؟ / ضربه دیدم بد

فکر کردی چجور آدمیم؟ / تهِ ریلکسم؟!

یعنی من نمیرنجم؟!

دیگه کافیه / فقط یه بلندگو بده بهم

اینقد درد دارم ، میخواد بغض از توو بترکه

قضیمون یه جورایی رومنز بود ، خیره سرش

ولی تنها چیزی که تو بن بست بود / دلِ منه

نمیشه جلوشو گرفت  / ولی باز میگم میخوام

مثلِ کسی باشی ، که فهمید راست میگم

کسی که خودشو واسم مثلِ قدیم ناز میکردو

نه میشکوند دلمو نه میزاشت میرفت!

تو عزیزی و غریبی،میکنه قلبم تو دوریِ تو

اینِ سهمِ ما ، از یه عشق پاک / ببین از همدیگه ما دوریم چطور

کاشکی برسیم، برسیم، ما به هم ، ما به هم

همه بزار بدونن / تنها عاشقِ تو آره منم ، من، من ، من

ماهِ منی تو ،مالِ منی تو /وقتی پیشم نیستی همه دنیا انگار داره میشه پرِ غم

میدونی ، یه لحظه بی تو همه غما انگار داره میشه واسه من!

کاره ماست ،که آروم میشیم دائم با نگات

عاشقتم عشقِ من / چشم به راتِ چشمِ من

بهترین احساس، مالِ ماست / وقتی قدم میزدیم ما پا به پا

همین شکلی موند،قصمون / ادامه نداشتُ شدش تموم

منم همیشه ، تو دلم / یه حرف میمونه که به تو بگم

عاشقتم عشقِ من / چشم به راتِ چشم من




جمعه 26 خرداد 1391 | نظرات ()
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا ‌دوست دارم
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه باشه!!! میگم …
چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟ نه! معلومه که نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره
عشق خام و ناقص میگه: من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
ولی عشق کامل و پخته میگه: بهت نیاز دارم چون دوست دارم
“سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه .







سه شنبه 23 خرداد 1391 | نظرات ()

...

از جدایی مان برای هرکس گفتم "حق" را به من داد!
من "حق" را نمیخواهم!
"حق" که برای من "تو" نمی شود!
چند وقتیست
هر چه می گردم
هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم ...
نگاهم اما ...
گاهی حرف می زند
......گاهی فریاد می کشد
و من همیشه به دنبال کسی می گردم
که بفهمد یک نگاه خسته
چه می خواهد بگوید ..
بروم؟.



سه شنبه 23 خرداد 1391 | نظرات ()
 سلام میدانم؛ قرار نبود هرگاه هجوم تلخ تنهایی

برسرم آوار شد برایت بنویسم .

 
تو رفته ای و قرارمان این بود دل من نگیرد .
 
تو رفته ای و قرارمان این بود هیچ اشکی برای

نبودنت نریزم و با لبخند یادت کنم .


تو رفته ای و قرارمان ابن بود بعد از تو دستم را

از دستهای تنهایی بیرون بکشم .

 
تو رفته ای و قرارمان این بود جای نامه هایی که

دیگر به هیچ کجای دنیا پست نخواهند شد


حرفهایم را برای کسی بگویم که ازجنس توست





یکشنبه 21 خرداد 1391 | نظرات ()
قبول نیست!


این بارتو چشم بگذار


من فراموشت می کنم


فقط تا صد بشمار،


آهسته آهسته


راستی ،


من بازی را خوب نمی دانم،


خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را ؟


تورافراموش کنم


یا خاطره را ؟


این بازی کی تمام می شود؟







جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات ()
خاطرات خیلی عجیبند ....

گاهی اوقات می خندیم به روزهای که



گریه می کردیم ....

گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که



می خندیدیم...







پنجشنبه 11 خرداد 1391 | نظرات ()
خط زدن من ؛ پایان من نیست ....
 
آغاز بی لیاقتی توست !

همیشه بهترین ها برای من بوده و هست

اگه مال من نشدی ؛ قطعا" بهترین نبودی"...

تنهایی مال آدمهای پاك است ، فاحشه ها

هـیچگاه تنها نمیمانند...








پنجشنبه 11 خرداد 1391 | نظرات ()
یه داستان کوتاه اما زیبا


گلهاش توی دستش بود,نشسته بود لب جدول

رفتم نشستم کنارش

گفتم:برای چی نمیری گلات رو بفروشی؟

گفت:بفروشم که چی؟

تا دیروز میفروختم که با پولش ابجیمو ببرم دکتر

دیشب حالش بد شد و مرد

با گریه گفت:تو میخواستی گل بخری؟

گفتم:بخرم که چی؟

تا دیروز میخریدم برای عشقم


امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...!

اشکاشو که پاک کرد,یه گل بهم داد

با مردونگی گفت:بگیر

باید از نو شروع کرد

تو بدون عشقت,من بدون خواهرم





پنجشنبه 11 خرداد 1391 | نظرات ()
این روزهـــــــــا...

ع
جیب دلم بچــــگی میخـــــواهــــــد


خ
ستــــه ام...!



ی
ک قلم لطفـــا....؟!



م
یـــــخواهم خـــــــودم را

خ
طــــ خطــــی کنــــــم







پنجشنبه 11 خرداد 1391 | نظرات ()
 کل دنیا را هم که داشته باشی

ب
از هم دلت می خواهد


بعضی وقت ها،

فقط بعضی وقت ها،

اصلا برای یک لحظه هم که شده،

ه
مه ی دنیای یک نفر باشی






پنجشنبه 11 خرداد 1391 | نظرات ()
هر چقدر عطرت را عوض کنی باز هم تنت بوی کثیفِ خیانت می دهد


تقدیم به خیانتکاران دنیا.....







پنجشنبه 11 خرداد 1391 | نظرات ()

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی  بی وفا شه اونیکه جونتو واسش میزاشتی!


خیلی سخته اون کسیکه  اومد و دیونت کردش هوسش وقتی تموم شد بگه پیشت نمیمونه!


خیلی سخته که ببینی یکی عاشقیش دروغه>چه قدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه!


خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت>اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت!


خیلی سخته بهش دل ببندی اما اون دلتو بشکنه!


خیلی سخته به وجودش نیاز داشته باشی ولی کنارت نباشه!


خیلی سخته دوست داشته باشی کنارش باشی باهاش حرف بزنی ولی نتوئنی حتی بهش زنگ بزنی!


خیلی سخته هم نتونی باهاش بمونی>هم بدونه اون بمیری!


خیلی سخته که غرورت رو به خاطرش بشکنی بعد بفهمی که دوست نداره!


خیلی سخته همه چیز و به خاطرش از دست بدی اما اون بگه دیگه نمیخوامت!


خیلی سخته تا صبح صداتو تو بالشت خفه کنی تا کسی نفهمه که تو شکست خوردی!


خیلی سخته منتظره کسی باشی که اون تو فکر اومدن نیست!


خیلی سخته وقتی بهت میگه برو دیگه نمیخوام باهات باشم>لبخند بزنی و به زور جلو اشکاتو بگیری!


خیلی سخته عشقت 10000جور بدی بهت بکنه اما تو  بیشتر بهش علاقه مند بشی!


خیلی سخته که بخواد بره اما تو نتونی واسه نگه داشتنش کاری بکنی!


خیلی سخته که آرزوت کسی باشه که ار این و اون بشنوی هیچ اهمیتی واسش نداشتی و حالا دیگه آرزویه نبودنتو میکنه!


خیلی سخته وقتی یادت میاد که حتی با شنیدنه اسمش اونقدر خوشحال میشدی که دوست داشتی فریاد بزنی>اما حالا با یاذش چیزی جز زجر و عذاب نصیبت نمیشه>چون اون دیگه واسه تو نیست!


خیلی سخته دلت بخواد سرتو باز به دیوتری تکیه بدی که 1 بار زیر آواره غرورش همه ی وجودت له شده!


خیلی سخته  وقتی پشتت بهش رسی دونه های اشک گونه هاتوخیس کنه اما مجبور شی بخندی>تا نفهمه که هنوزم دوسش داری!


خیلی سخته از عشق 1 نفر بسوزی اما نتونی بهش بگی!


خیلی سخته یه مدت طولانی باهاش باشی به خیال اینکه دوست داره اما بعد بفهمی اینا همش ساخته ی ذهن خودت بوده و از اول عشقی وجود نداشته>اون موقعست که میشکنی نمیدونی چیکارکنی از 1طرف دلت پیشه اونه از 1 طرف میدونی که دوست نداره>پس مجبوری که بهش فکرنکنی!


خیلی سخته که هر شب به یاده کسی بخوابی که دیگه دیدنش محاله!


خیلی سخته تو خوابت کسی و ببینی که دیگه واسه همیشه از پیشت رفته!


خیلی سخته که بخوای اشکاتو رو شونه های کسی بریزی که  خیلی دوسش داری اما اون دیگه پیشت نمیمونه و تو بغله تو واسه یکی دیگه اشک میریزه!


خیلی سخته بغض گلتو بگیره اما نتونی به کسی بگی که اونی که تموه زندگیت بوده تنهام گذاشته . این بغض ازدوریه عشقته!


خیلی سخته که کنار اونیکه دوسش داری بشینی و از اونیکه دوسش داره باهات بحرفه!





یکشنبه 7 خرداد 1391 | نظرات ()
« د» : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر

بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای

داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند!


« و» : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح

ساکن من حیات می بخشد!


 «س» : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا

در آغوش گرمت میهمان کنی!

 
«ت» : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از

خدا تکه ای نور طلب کردم!


«ت» : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای

زندگیم جاریست!


 «د» : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ،

که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام!

 

«آ» : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو

موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می

نگری!

 
 «ر» : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم

تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد !


«م» : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که

درد را به جان خریده است در بازار عاشقی!








یکشنبه 7 خرداد 1391 | نظرات ()

زیادی خواستمت اما کنار من چه کم بودی


 تو که راهو جدا کردی چه جوری عاشقم بودی


تو گفتی با منی اما یه حلقه تویه دستاته,


که قبل از تو به من میگه یه عشق دیگه دنیاته


یه عاشق تویه این خونست که میره رو به نابودی,


ولی با گریه می بخشه تورو که عاشقش بودی


تو دل کندی ولی عطرت هنوزم مونده تو جونم,‌


تموم لحظه هارو من بدون تو یه دیوونم


دارم میمیرم از غصه ولی قلب تو غمگین نیست,


نگو نفرین کنم وقتی که عاشق اهل نفرین نیست


کسی که عاشقش بودی بهت میگه خداحافظ,


دعام پشت و پناه تو برو دیگه خداحافظ




پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 | نظرات ()

به من مجوز چاپ نمی دهند


 

 

میگویند...

 

 

داستانی كه نوشته ای قابل باور نیست!

 

 

اما من فقط خاطراتمان را نوشته ام!

 





یکشنبه 11 دی 1390 | نظرات ()